طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

معرفی کتاب «راز گاروالا عطرساز»

دوشنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۹، ۱۱:۵۰ ب.ظ

آقای صفائی نژاد به مناسبت روز جهانی کتاب الکترونیک، به وبلاگ نویس‌ها کتاب الکترونیک هدیه دادن و هدیه انتخابی من، کتاب «راز گاروالا عطرساز» بود.

 

 

این کتاب ۲۶۲ صفحه ای (نمیدونم چرا بعضی جاها نوشتن ۱۵۸ صفحه است) شامل ۳۲ فصل هست و یک داستان تاریخی رو روایت می‌کنه. اتفاقات داستان در اسپانیا (شهر قرطبه و غرناطه) در دوران کشف قاره آمریکا رخ داده و مربوط به جنگ مسیحیان با مسلمانان و یهودیان هست. این که تا چه حد، شخصیت ها و روند پیشروی داستان با واقعیت تطابق داره رو نمی‌دونم. جالب اینجاست که از زبان فردی ایرانی نوشته شده و ترجمه هم نیست! همین نکته، باعث میشه ذهن خواننده، خیالی بودن داستان رو متصور بشه. هیچ منبعی هم مبنی بر واقعی بودن وقایع در کتاب ذکر نشده.

شخصیت‌های کتاب، سلاطین و درباریان و امیران و بزرگان هستن. محوریت داستان حول موضوعات عشق، هجران، حسد، قدرت طلبی، ظلم، کینه، خیانت و انتقام می‌چرخه. وقایع و حال و هوای کتاب، من رو یاد رمان «سلطانه» اثر کالین فالکنر انداخت. (که سریال «حریم سلطان» هم از روی همین کتاب «سلطانه» ساخته شده).

در کتاب راز گاروالا عطرساز، ما یک شخصیت اصلی نمی‌بینیم. بلکه تمام افراد در قصه، شخصیت اصلی به شمار میرن. به طوری که هر فصل از کتاب، به احوالات یک شخصیت اختصاص داده شده و اگه فصل قبلی رو نخونده باشی فکر می‌کنی کل داستان درمورد شخصیت همین فصل هست.

توصیف صحنه ها بسیار مناسب بود و به حاشیه پرداخته نشده بود که حوصله سر بر بشه. با شروع کتاب، جذب داستان و مشتاق به خوندن ادامه‌اش میشی.

فصل شانزدهم کتاب، فصلی مربوط به گذشته است. که انگار با روند داستان ناهماهنگه. گویی تدوین‌گر یه فیلم، سکانسی رو در جای اشتباهی آورده باشه. یه مقدار گیج کننده بود برام و به نظرم می‌شد در فصل های قبل تر گنجونده بشه.

درکل، داستان تلخ و غم‌انگیزیه. حتی وصالی که پس از سالها هجران به وقوع می‌پیونده هم هیچ شیرینی‌ای با خودش به داستان تزریق نمی‌کنه. هرچقدر که پیش میری قصه دلخراش‌تر میشه. من در مدتی که می‌خوندمش حتی کابوسی بر اساس همین داستان دیدم!

به آخرای کتاب که رسیدم داشتم می‌شمردم ببینم چند نفر از شخصیت های داستان زنده موندن!

 

سعی کردم در معرفی کتاب، داستان رو لو ندم تا خودتون بخونیدش :)

 

نکته قابل تامل کتاب اونجایی بود که از «امام علی علیه‌السلام» با عنوان «داماد پیامبر» یاد شده بود و من اینطور برداشت کردم که نویسنده کتاب احتمالاً اهل تسنن هستن.

 

+ پیشنهادم برای بهتر شدن اسم کتاب «راز گاروالای عطرساز» هست. اینجوری بهتر تلفظ میشه. من اولش برای درخواست هدیه‌ام، اسم کتاب رو از رو نگاه کردم و نوشتم! تو ذهن نمی‌نشست.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۹/۰۷/۲۸
اَسی ...

نظرات  (۳)

پست دقیقه نودی به این میگن :))
عالی نوشتی. به نظر جذاب میاد. من دوست دارم اگر رمانی می‌خونم که در بستر تاریخ اتفاق میفته و حوادث تاریخی توی اون نقش دارن، یه توضیح از نویسنده داشته باشه که ارتباط کتاب و شخصیت‌ها رو با واقعیت بگه. مثلا مقدمه یا موخره‌ای داشته باشه.
پاسخ:
آفرین! یه بار تو پست قید نکردم که شما گفتی :)))
ممنون از تعریفت ^_^
آره واقعا. آدم توی باور کردن یا نکردنش بلاتکلیفه!
خوش اومدی :)

ممنون 

هنوز وقت نشده پست‌های قبلی رو بخونم. سر فرصت حتما یه نگاه می‌ندازم 

پاسخ:
خیلی هم خوب :)

ممنون برای معرفی این کتاب :)

پاسخ:
خواهش میکنم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">