طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

قبول مسئولیت یک زندگی

سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۹، ۰۱:۰۰ ب.ظ

به نظرم بهتر بود من پسر می‌شدم. یعنی تازه به این نتیجه رسیده‌‌ام.

از شما چه پنهان، من اصلاً آدم ِِ خانه داری و کدبانوگری نیستم. تهِ تهش اینکه بروم سرکار و بعد بیایم به خانه و کارهای کوچک (در واقع همکاری های کوچک) انجام دهم. اینکه مسئولیت تمام کارهای خانه مثل آشپزی و تمیزکاری و شست و شو و گردگیری و مرتب کردن و همه اینها را داشته باشم برایم کمی هضم نشدنی است. بچه داری که اصلاً در مخیله ام نمی‌گنجد!

این روزها که خاطرات تازه عروس ها را می‌خوانم، این همه تغییر ناگهانی در زندگی مرا می‌ترساند. اینکه آن همه کار بریزد روی سرت و فقط خودت باشی و خودت مضطربم می‌کند.

آری، درستش این بود که من پسر باشم!

موافقین ۵ مخالفین ۱ ۹۹/۰۴/۱۷
اَسی ...

نظرات  (۱۳)

۱۷ تیر ۹۹ ، ۱۳:۰۴ محسن رحمانی

سلام 

 

خوبه خودشم اعتراف میکنه که کدبانو نیست :دی 

 

اظطراب چرا ؟ اظطراب نداشته باشید خوب گاهی وقتها خیلی از کارها رو چون انجام ندادی یا تو موقعیتش نبودی برای انجامش برات سخته اما وقتی انجامش دادی و تو موقعیتش قرار گرفتی به راحتی انجامش میدی شاید اولش برات سخت باشه یا درست انجامش ندی ولی کم کم روی کار سوار میشی و یاد میگیری . مگه روز اول همه خواننده ها خواننده بودن ؟ نه کم کم با تمرین یاد گرفتند .

این روز ها اکثر جوونا چه دختر چه پسر از کار کردن فرارین . 

پاسخ:
سلام
اضطراب درسته!
کدبانو نیستم ولی خوب غلط املایی می‌گیرم :دی

موافقم
۱۷ تیر ۹۹ ، ۱۳:۱۲ مترسک ‌‌‌‌‌

پسر و دختر به نظرم نداره، هم یه دختر می‌تونه اهل کار بیرون باشه و هم پسر می‌تونه اهل کار خونه باشه، زیاد به این کلیشه‌های دختر کدبانو و پسرِ زندگی‌بچرخون اعتقاد ندارم 🙂

پاسخ:
درسته. اما اگه مثلا خونه نامرتب باشه همه از چشم خانم می‌بینن. اینطور نیست؟
۱۷ تیر ۹۹ ، ۱۳:۲۴ بانوچـه ⠀

منم قبلا همین فکر رو میکردم :دی

البته الان هم چنان کدبانوگری نمیکنم خدا به همسرم صبر بده فقط :دی

پاسخ:
شکسته نفسی نفرمایید بانو! ;)
۱۷ تیر ۹۹ ، ۱۴:۲۳ محبوبه شب

من نیز :|

پاسخ:
-_-

منم فکر میکردم آدمش نیستم چون اصلا اهل انجام دادن کارای خونه نبودم. ولی وقتی میری خونه خودت داستان فرق میکنه این کارارو با جون و دل انجام میدی. درسته کار همیشه زیاده و همیشه هم فقط خودتی و خودت ولی نوع نگاهت هم عوض شده. من تغییر یکباره رو قبول ندارم چون شما وارد هر مرحله از زندگی که میشی بالاخره اونقدر زمونه قشنگ حل ت میکنه توو اون مرحله که هم عادت میکنی هم عادی میشه برات. 

من عضو تنها گروهی که هستم گروه خانوادگی خودمونه. یعنی مامان و خواهرام. زنونه. یه روزایی بود اینا توو گروه پیام ها و کلیپ هایی مثل نحوه بر طرف کردن لک فرش و شستن کتری و فلان مغازه حراج قاشق چنگال و غیره زده رو وقتی میذاشتن پیامارو نخونده رد میکردم هربارم توو دلم میگفتم بقیه چه دغدغه هایی دارن من چه دغدغه هایی دارم‌. ولی گذر زمان توو هر مرحله از زندگی که قرار میگیری ناخودآگاه نوع دغدغه هاتم عوض میکنه. الان اینجور چیزارو خودم سرچ میکنم برای بقیه م میفرستم تازه!

پسرا هم توو مجردی تا هرساعت دلشون میخواسته بیرون میموندن ولی حالا سر ساعت باید سر خونه زندگیشون باشن. پسرا هم خرجشون فقط خودشون بود و بس حالا درواقع خودشون توو حاشیه رفتن و زن و زندگی و بچه شده اولویتشون. کلا زندگی هردو طرف رو با مسئولیت میکنه و این با مسئولیت شدنه به یکباره و یهویی نیست از نظر من. زمان میگذره و تو توو زندگی حل میشی...

پاسخ:
ولی در ظاهر همه چی یهوییه. حتی توی نامزدی هم هیچ مسئولیتی نداری، اما به محض اینکه میری سر خونه و زندگیت یه عالمه کار می‌ریزه رو سرت.
نتیجه می‌گیریم تو نامزدی آدم از نظر فکری آمادگی پذیرش مسئولیت زندگی رو پیدا می‌کنه و وقتی زمانش می‌رسه دیگه غیرعادی نیست.
۱۷ تیر ۹۹ ، ۲۰:۳۰ ستاره‌ی آبی

البته درستش اینه که کار خونه پسر ودختر وزن و مرد نداره:)

پاسخ:
هرچقدر بگیم کار خونه مال همه است اما آخرش مسئولیت اصلی با خانم خونه است
۱۷ تیر ۹۹ ، ۲۲:۳۴ فاطمه ‌‌‌‌

منم دقیقا از همین زیاد شدن مسئولیتا می‌ترسم و وقتایی که مامانم نیست از زیاد شدن کارها کلافه می‌شم. ولی فکر کنم درستش اینه که همگی (هم خانوما هم آقایون) به یه درک درست‌تری از تقسیم وظایف برسیم. چون دیگه مثل قدیم نیست که خانوما بیشترشون خانه‌دار باشن و وقت داشته باشن برای همه‌ی این کارا.

پاسخ:
بله همینطوره
۱۸ تیر ۹۹ ، ۰۸:۰۵ یک آدم معمولی

سلام آقا اَسی

پاسخ:
سلام یک آدم معمولی
۱۸ تیر ۹۹ ، ۱۵:۱۶ مترسک ‌‌‌‌‌

وقتی همه چیز یکسان باشه، همهٔ افراد خودشون رو در سامان یا نابه‌سامانی‌اش شریک یا مقصر می‌دونن

پاسخ:
منظورم افرادی بود که از بیرون نگاه می‌کنن
۱۹ تیر ۹۹ ، ۰۸:۰۷ مترسک ‌‌‌‌‌

حرف افراد بیرونی اهمیتی نداره، چون شما هر کاری بکنی اول و آخر یه عده یه چیزی بلغور می‌کنن!

پاسخ:
درست می‌گید

سلام و درود 

 

همه چی اونطرف ترس هاست ... اغلب مسائل از دور سخت بنظر میان و موجب ترس میشن اما اکثر انسانها وقتی در اون شرایط سخت قرار میگیرن و خودشون رو میندازن توی اون ترس از پسش برمیان ! 

امیدوارم برای آسی خانوم هم چنین باشه

پاسخ:
سلام و درود متقابل
همینطوره موافقم
اَسی هستم :)
خوش اومدین

سلاام

خوبین؟

تولدتون پیشاپیش مبارک⁦☺️⁩🌹🌺🌸

ایشالا همیشه شاد و سلامت باشین.. و راضی و پر روزی...:)

پاسخ:
سلاااام
شکر خدا خوبم، شما چطورین؟
مرسییییی از لطفتون ^__^
ممنونم ازتون خیلی زیاد! واقعاً خوشحال شدم 😊😊
۲۳ تیر ۹۹ ، ۲۳:۳۶ صخره نورد

کارهای خونه باید بین اعضای خانواده تقسیم بشه، زن و شوهر و فرزندان. هیچکس نباید مصرف کننده محض باشه تو یه خونه والا بقیه خسته میشن و مثل شما هنوز وارد اون زندگی نشده ازش میترسن.

پاسخ:
آره درسته

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">