طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

آخر سال و کرونا

پنجشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، ۰۱:۲۱ ب.ظ

۱) یه نفر به من بگه راه فرار از خونه تکونی کدوم وره؟

از هر طرف که میرم این خونه تکونی سر راهم سبز میشه! O_o

سالی یه بار نداشتن خواهر رو خیلی احساس میکنم اون هم آخر ساله -_-

اصلا یه کثیفیایی توی خونه تکونی پیدا می‌کنی که در طول سال حتی یه بار هم ندیده بودیشون! :|

ولی میدونم روزی میرسه که دلم واسه این روزا تنگ میشه. پس قدرشو میدونم ^_^

Tolooeman.blog.ir

۲) این روزا دلم لک زده واسه رفتن به رستوران و کافی شاپ! حالا نه اینکه مواقع دیگه همیشه میرفتم ها! اما خیالم راحت بود هروقت بخوام میتونم برم.

 

۳) اگه اون یه باری که سهوا با دوستم دست دادم رو فاکتور بگیریم، دو هفته ای میشه که با هیچکس تماس فیزیکی نداشتم. که البته میشه این موضوع رو نادیده گرفت. ولی بغل نکردن مامانم رو نه!

Tolooeman.blog.ir

۴) سوال امتحانی:  فاصله بین دو مسافر در صندلی عقب تاکسی چقدر است؟ (تاکید میکنم فقط دو نفر)

این حجم از کِش اومدن رو حتی پنیر پیتزا هم نداره! :/

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۸/۱۲/۱۵
اَسی ...

نظرات  (۹)

۱۵ اسفند ۹۸ ، ۱۳:۴۲ محسن رحمانی

سلام وعرض ادب 

 

 

زدن خود به بیماری :دی و لی عذاب وجدانشو باس به جون بخرید :دی 

 

حالا چرا اسم وبلاگتو کوبوندی آخر هر عد گزینه ها ؟

 

متوجه عکس نشدم .

پاسخ:
سلام بر شما
بیماری؟ بدتر فکر میکنن کروناست و حالا خر بیار و باقالی بار کن!

محض محکم کاری :|

عکس فاصله دو نفر رو در صندلی عقب تاکسی نشون میده

به نظرم باید میگفتن عید رو تابستون بگیریم ، نمیشه؟

دیگه یکی اینور بشینه یکی اونور

 

پاسخ:
یک سال صبر کردیم عید بشه و بریم عید دیدنی لباس نو بپوشیم و عیدی بگیریم و کلی حال خوب دیگه، چطور نادیده بگیریمش؟
ولی فکر خوبیه ها! بعد که اوضاع خوب شد جشن بگیریم. اصلا روزی که کرونا نباشه عید ماست!
یکی اینور نشسته یکی اونور، اما اونوریه کش اومده تا اینور :/

تو

پراید ؟

پیکان ؟

پژو؟

 

 

سلام 

چطور عکس گرفتی ؟!؛))

 

 

 

۲:

منم :(

 

 

پاسخ:
فرقی نداره، حالا شما حدودی بفرمایید

سلام
گوشی رو از کیفم بیرون آوردم و صفحه دوربین رو باز کردم و عکس گرفتم :دی

هعی...

منم نبود یه ربات رو عمیقا حس میکنم:| که کمکم کنه. یعنی پودر شدم از بس کار کردم.

اگه مامانتم توو خونه بوده که دیگه خداروشکر هردو سالمید پس بپر بغلشون:)

 

پاسخ:
یادم باشه از شروط ضمن عقد بگم یا ربات می‌خوام و یا خودشون مسئولیت های ربات رو متقبل بشن :دی
هر دومون میریم بیرون همش...

سلام اسی خانوم😊

آدرس وبلاگت رو یادم رفته بود!  وبلاگ گندم و آقاگل رو گشتم تا آدرستو پیدا کردم.

خیلی خوبه که هنوز اینجا مینویسی.

ان شاءالله سلامت و پاینده باشی.

پاسخ:
سلام رواق عزیز!!!
چه راه طولانی ای رو رفتی! من نمیدونم آخرین بار کی توی این دو وبلاگ نظر گذاشتم!
ممنونم :)
خوشحال شدم از کامنتت ^_^

فکر کنم کرونا تموم بشه هممون تبدیل بشیم به یه سری ربات که هیچ حسی نداریم، نه دست میدیم، نه بغل میکنیم، اصلا هیچی:))

پاسخ:
خدا نکنه عادت کنیم!
۱۶ اسفند ۹۸ ، ۲۱:۳۵ عاشق بارون... ⠀

2. منم. -__- تازه دارم ازینکه نمی‌تونیم در تولد پیش رو کیک بخریم هم می‌میرم. :/ 

پاسخ:
وای گفتی کیک! خیلی هوس کردم :(
چه خوشی هایی داشتیم و ساده از کنارشون می‌گذشتیم...

محض در آرامش موندن یه تبر با خودتون داشته باشید انگشتای طرفو بزنید :|

پاسخ:
همینقدر خشن -_-
۱۸ اسفند ۹۸ ، ۱۲:۴۷ زندگی برتر

سلام وقتتون بخیر
می خواستم بپرسم با وبلاگ من تبادل لینک می کنید؟؟

پاسخ:
سلام تشکر
اهل تبادل نیستم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">