طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

قهر مساوی است با قتل!!

سه شنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۰۸ ق.ظ


بچه که بودیم یه شعری میخوندیم نمیدونم شما هم بلدید یا نه، واسه یادآوری متن شعر رو مینویسم:

ای خاله طوطی          خودت میدونی

من با تو قهرم             آشتی ندارم

رفتم خیابون               شرشر بارون

بارون خیسم کرد         زیر ماشینم کرد

یه مرد احمق             دست تو جیبم کرد

یه تومنی برداشت       هیچی نگفتم

دو تومنی برداشت       هیچی نگفتم

سه تومنی برداشت     زدم تو گوشش

گوشش خون اومد       بردمش دکتر

دکتر دوا داد           آب انار داد           آب خیار داد

دادم بهش خورد         فردا صبحش مرد (در بعضی از نسخه ها اومده که: سه روز دیگه ش مرد)

 

یعنی واقعا این شعر بیداد میکنه!!!

بچه که بودم وقتی میخوندم متوجه عمق فاجعه نمیشدم! ولی الآن فهمیدم که:

قهر=فرار از خانه=خیس شدن در باران=تصادف=دزدی=کتک کاری=خون ریزی=بیمارستان=مریض داری=مرگ!!!

ولی یه نکاتی هست که برام قابل درک نیست!

مثلا وقتی ایشون تصادف میکنه چرا چیزیش نمیشه؟

چرا دوبار اولی که اون مرد احمق از جیبش پول برمیداره چیزی بهش نمیگه؟یعنی تا دو بار دزدی مجازه؟؟

قدیما سه تومنی هم بوده آیا؟؟؟

حالا چرا بعد از این که دزده رو زده به جای این که ببردش پیش پلیس بردتش دکتر؟؟

بعد اونوقت اون دکتر احیانا آبمیوه فروش نبوده؟؟ آیا آب خیار هم داریم؟؟ مگه آب انار و آب خیار با هم نمیسازن؟؟؟

تازه چند برابر پولی که ازش دزدی کرده براش خرج کرده آخرشم افاقه نکرده و طرف مرده :|

علت مرگش چی بوده دقیقا؟؟؟

پیام پست: با کسی قهر نکنید تا قاتل نشوید :|

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۰۴
اَسی ...

نظرات  (۱۷)

ای خدا خیرت بده
دیشب برای هم اتاقیم همین شعرو میخوندم بقیه شو بگه و
خودم بقیه اش یادم نمیومد
اینام تا حالا نشنیده بودن و
خلاصه کلافه بودم
پاسخ:
عزیزم چه تلپاتی یی داریم من و تو :))))))))
۰۴ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۱۷ سرباز جامانده
نشنیده بودم ولی ب نکات بامزه ای اشاره کردی
پاسخ:

معروفه که!

مرسی :)

سلام

یاد و خاطره دوران کودکی بخیر :)

دلم خواست الان بچه بودم :)

به عقب برمیگشتم :)

ممنون بخاطر یادآوری خاطرات شیرین کودکی :*

پاسخ:

سلام عزیزم:*

همین که به اون زمان فکر کنی یعنی برگشتی به همون موقعا :)

خواهش میکنم

فعلا ک بقیه قهر میکنن
پاسخ:

عه! چرا؟

شبیهش داشتیم
مال شما جدیدش

خخخخخخ
پاسخ:

مال ما هم ورژن قدیمه :دی

مال شما چی بود؟؟؟

نه من این شعرو نمیخوندم :)

عجب بار معنایی داشته :دی
پاسخ:

بین دخترا رواج داشت که!

عجییییییب!!!

اون چیزی که من یادم مونده از قسمت رفتن به دکترش شروع میشه و آب انار و ... نمیده بهش دکتره...باید فکر کنم ببینم چی بود دقیقا که این مادر مرده مرد!
پاسخ:

پس شما پارت دوی این شعر و بلدین :دی

لایک
پاسخ:
ممنون
من اصن نشنیده بودم شعرو
شاید طرفای ما اصن نیومده :/
ولی خدایی خیلی خشنه :/
پاسخ:
بیشتر بین دخترا رواج داشت :دی
خیلی :)))
ببین,اون آخرش واسه ما فرق داره
بعد از آب انار داد؛
در ولایت ما اینچنین مصطلح بود که:
امروزه خورد،فردایی مرد،انداختنش آشغالی برد،قورباغه خورد!
ینی واسه ما درواقع به اکوسیستم هم اشاره داشته:دی
پاسخ:
چه جالب:))))))))
خیلی خنده دار بود! مرسی که گفتی:)
ولایت شما چه آینده نگر بوده ;)
خوش اومدی
یادم نیست خخخ
پاسخ:
خیلی ممنون :/
ما که نداشتم از این شعرا
عجب شعر آموزنده ای 
پاسخ:
ای بابا...
بسیار!!
۰۴ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۵۲ شقایق رمضان پور
:))))))
سوالات اساسی مطرح کردیا!!:)
پاسخ:
اساسییی :دی
۰۴ اسفند ۹۴ ، ۲۲:۴۶ شِمِلـ ــیا
ای خاله طوطی ما یکم متفاوت تره:)
پاسخ:
چه جوریه؟
خوش اومدین :)
نکته ثانویش هم اینه که پدر مادرامون اصن توجهی به محتوای شعرهامون نداشتن!!این شعر تازه یه نمونشه:| :)
پاسخ:
جالبه بچه ها هم زیاد متوجه نمیشن! فقط طوطی وار تکرار میکنن :دی
خخخخخخخخخخ
نشنیده بودم ولی عجب معری بود استادانه:دی
پاسخ:
بله معر استادانه ایه :|
در مورد جوابی که به میثم خان دادی یادآوری میکنم
طوطی وار نه! تو دیوار!
پاسخ:
اتفاقا بخاطر جوابی که به آقا میثم دادم ایده ی پست بعدی به ذهنم اومد :))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">