طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

۱۴ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

- فلش مموری داری؟

+ آره

- چیکارش میکنن؟

+ خب فلشه دیگه!

- نه! فلش نه! فلش مموری که فلشو میزنن بهش بعد وصل میکنن به کامپیوتر!

+ فلش مموری که همون فلشه! ولی یه چیزایی هست مثل سه راهیه، که چند تا فلش رو به کامپیوتر وصل میکنه

- نه! خب همینجوری که نمیشه رم گوشی رو بزنی به کامپیوتر! باید بذاریش تو یه چیزی

+ منظورت رمه؟؟ پس چرا هی میگی فلش؟! اون رم ریدره -_-

- آره همون! داری؟

+ بله، بفرما

- اینه؟! اینو که خودم دارم! نمیخوام

+ :|



+ من

- اون

۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۶ ، ۱۱:۴۲
اَسی ...

پارسال یه کلیپ دانلود کردم که راجع به هک تلگرام بود. همون موقع تلگرامم رو چک کردم و دیدم پاکه. چند روز پیش داشتم حافظه گوشیمو سبک میکردم که رسیدم به همون کلیپ. دوباره رفتم تلگرامم رو چک کردم و با کمال تعجب دیدم توسط سه تا دستگاه هک شدم!! دوتاشون از خرداد و یکی هم از تیر ماه تلگرامم رو هک کردن! هنگ کردم که چطور اتفاق افتاده و تو این همه مدت چه سوءاستفاده هایی ممکنه انجام شده باشه!! سریع لغوشون کردم. حالا چی میشه؟! :(

شما هم حتما چک کنید که تلگرامتون دراختیار دستگاه دیگه ای قرار نگرفته باشه. روشش اینه:

تنظیمات -> حریم خصوصی و امنیت -> نشست های فعال -> تو این صفحه فقط باید مشخصات یک دستگاه که همون گوشی خودتونه وجود داشته باشه؛ اگه بیشتر از یکی بود اون گزینه که با رنگ قرمز نوشته شده رو بزنید تا تلگرامتون از دستگاه های متجاوز پاکسازی بشه!

ب.ن: اگه تلگرامتون انگلیسیه:

Settings -> Privacy and Security -> Active Sessions

اگه تو این صفحه مشخصات دستگاهی غیر از گوشی شما وجود داشته باشه، یه گزینه با رنگ قرمز نمایش داده میشه با این عنوان:

Terminate All Other Sessions

با زدن این گزینه تمام دستگاه های غیر از گوشی شما پاک میشن. اگه هم فقط یه دستگاه تلگرامتون رو دراختیار داشته باشه (که همون گوشی خودتونه) دیگه این گزینه قرمز نمایش داده نمیشه.

۱۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۶ ، ۱۹:۴۱
اَسی ...

دیشب رفتیم یه جشن به مناسبت شب یلدا. میدونستم عکاسخونه سنتی هم دارن. اگه بگم فقط به عشق عکاسخونش رفتم و بلیت گرفتم، پر بیراه نگفتم! حتی میدونستم دکورشون چطوریه و ژستی رو که میخواستم تو عکس بگیرم، از قبل انتخاب کرده بودم!! خلاصه رفتیم و من همش استرس عکسو داشتم. جلوی عکاسخونه خیلی شلوغ بود. منتظر یه فرصت بودم که بتونم برم. یه مقدار از برنامه ها گذشت و عکاسخونه خلوت شد. دیدم برنامه ای که درحال اجرا بود ارزش دیده نشدن و رفتن به عکاسی رو داره! پا شدم و رفتم.

فضا همونی بود که قبلا دیده بودم. اما لباس اونی نبود که تو عکس تبلیغاتیشون بود! گفتم لباستون چرا اینجوریه؟ گفت: "همه همینو پوشیدن، خودمم با همین عکس گرفتم." گفتم نه اصلا با این نمیشه!! گفت از بچه هایی که با لباس محلی اجرا دارن بگیر.

از شانسم یکی از دوستام تو گروه موسیقی بود. بهش زنگ زدم. اومد و لباس مورد نظرم رو آورد. با مشورت خانم عکاس چند مدل عکس انداختم. تو گیر و دار انتخاب بهترین عکس بودم که یهو متوجه صدای پسردایی کوچیکه از بلندگو شدم! به خانم عکاس گفتم: وای پسرداییم رفته روی سن!! با عجله لباسمو عوض کردم و صحبت های پایانی رو با خانم عکاس به انجام رسوندیم و رفتم بیرون. دیدم چند تا جوان رو بردن برای اجرای خوانندگی (یا همون لب زدن روی آهنگ). یکی یکی اجرا کردن و نوبت به پسردایی کوچیکه رسید. کلی واسش جیغ زدم و سر و صدا کردیم! آخرش سه نفر با تشویق حضار برنده شدن که یکیشون پسردایی کوچیکه بود! (جیغای من کار خودشو کرد :دی)

حسابی خوش گذشت. ^_^

شب که برگشتیم خونه، دستم درد میکرد از بس دست زده بودم. گلوم میسوخت بس که جیغ زده بودم! و جالب تر از همه اینکه تا صبح (ساعت4) خوابم نمیبرد اصلا! فکر میکنید از چی؟ از ذوق! ذوق عکسی که گرفتم!! دلم میخواست زودتر عکسم آماده بشه و برم بگیرمش! حتی جاش رو هم تعیین کردم ^_^


و اینگونه بود که زمستان ما به بهترین شکل آغاز شد :)


عنوان: جمله ای که خانم عکاسباشی حین عکاسی تکرار میکرد.

۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۶ ، ۲۳:۴۰
اَسی ...

ما اصولا جمعه ها ناهار ماکارونی داریم و من هم زیاد خوشم نمیاد!

داشتم با اکراه غذامو میخوردم که رسیدم به ته دیگش. مادرم واسه اینکه شوخی کنن و یه کم منو بخندونن گفتن:

به به عجب ته دیگیه!!! عین هزارپا میمونه!! :دی

من :|

گفتم: بدتر اشتهام کور شد که :|


این هم از تشویق ما به غذا خوردن :|

۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۶ ، ۱۵:۱۷
اَسی ...