طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

تعطیلات خود را چگونه گذراندید؟ :|

جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۱۲ ب.ظ

این هفته قرار بود اون دو جلسه از کلاسی که تو این پست دربارش گفته بودم برگزار بشه، روز دوشنبه رفتیم کلاس و از آنجا که سه شنبه تعطیل اعلام شد، مربیمون از خدا خواسته کلاس چهارشنبه رو هم کنسل کرد و این گونه شد که از زیر بار تشکیل یه کلاس دیگه هم شونه خالی کرد! (از اون دوره ی 90 ساعته کلا 33 ساعت کلاس برگزار شد)

امتحانمون جمعه بود و روز دوشنبه تو کلاس نمونه سوال کار کردیم و نکات مهم رو به ما گفتن (حالا بماند که تمام صفحات اون جزوه ی قطور حاوی نکته بود :/ )

بعدش دیگه چند روز تعطیلی بود و کلی خوش خوشانمون شده بود!

روز پنجشنبه دیگه اوج تنبلیم بود! دو روز تعطیلی به من ساخته بود و پنجشنبه تا ظهر خوابیدم! ظهر بیدار شدم و صبحانه خوردم! بعدش یه مقدار با گوشیم ور رفتم و دوباره بعدازظهر خوابیدم!! چه خوابهای آشفته ای هم دیدم :/

خواب دیدم دارم با دوستم تلفنی حرف میزنم، بعدش نمیدونم سر چی دعوام شد و بهش گفتم الآن گوشیمو خرد میکنم!! همون لحظه گوشیمو از وسط خم کردم! با کمال تعجب دیدم گوشی تا شده! هنوز خط باز بود، گفتم: عه راست راستی گوشیم کج شد!! O_O

بعدش تماس قطع شد و گوشیم خاموش شد، هر کاری کردم روشن نشد و نتونستم خمیدگیشو برگردونم به حالت اول! با خودم گفتم: این چه کاری بود؟ خب الآن خودم بی گوشی شدم، به اونور خط که ضرری نرسید :(

بیدار شدم و سریع گوشیمو نگاه کردم، خوشحال شدم از اینکه همه چی خواب بوده، به خودم تاکید کردم که هیچوقت تو عصبانیت به خودم ضرر نرسونم!

و چقدر ناراحت شدم وقتی دیدم شب شده و روز تعطیلمو به بدترین شکل ممکن سپری کردم :/

رفتم تو تلگرام ببینم چه خبره، تو گروه کلاسمون یکی نوشته بود: چه گروه ساکتی، همه دارن درس میخونن!!

یهو یادم افتاد که صبح امتحان دارم!!! نمیدونم چرا هی فکر میکردم امتحانمون شنبه ست و جمعه هم ادامه ی تعطیلیامونه :|

بلند شدم و رفتم تند تند کارای عقب مونده از دیروزمو انجام دادم! همین که کارم تموم شد دوستم زنگ زد که ما داریم با اهل و عیال میایم خونه تون!!

بدو بدو بساط پذیرایی از مهمون رو آماده کردیم و منم که ناهار نخورده بودم! جنگی غذامو خوردم و چند دقیقه بعد مهمونا اومدن، و چقدر من از اینجور رفت و آمدها خوشم میاد ^_^

خلاصه تا پاسی از شب نشستن و کلی گفتیم و خندیدیم و بعدم رفتن.

آخر شب شد و من تازه رفتم سراغ جزوه! از آنجا که تو این امتحان خیلی بهم خوش گذشته بود و به شیوه ی امتحانیشون پی برده بودم، اصلا جزوه رو نگاه نکردم و فقط به خوندن سه تا نمونه سوال بسنده کردم، که سرجمع 110 تا سوال تستی بود.

امروز صبح طبق معمول دیر به جلسه امتحان رسیدم، اما برخلاف همیشه که تا آخرین لحظه در حال جواب دادن هستم، خیلی زود از جلسه خارج شدم! این تنها امتحان عمرم بود که هر سوال رو میخوندم بلافاصله جواب میدادم، بدون اینکه به همه ی گزینه هاش نگاه کنم حتی!! دقیقا یکی از اون سه نمونه سوالی که خوندم اومده بود :)))

و من بدون شک نمره ی کامل رو میگیرم :دی

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۲۴
اَسی ...

نظرات  (۵)

۲۴ دی ۹۵ ، ۱۸:۴۶ محمد حسین
زنگ زد که ما داریم با اهل و عیال میایم خونه تون!!
*******
الان این دوستتون پسره که اهل و عیال داشته باشه عایا :| 

خواب بخاطر پر خوریه ، کم تر پر خوری کن خو خواهر من :دی 

والا... 
پاسخ:
اولا منظور اهل خانه و فامیل بود، دوما کی گفته عیال یعنی زن؟؟؟ ://

حالا خوبه گفتم از شب قبلش تا ظهر خواب بودم و ظهر هم فقط صبحانه خوردم :|
صبحانه هم که میدونید یه غذای سبکه
۲۴ دی ۹۵ ، ۱۹:۱۰ محمد حسین
ظهر هم فقط صبحانه خوردم :|

*******
ظهر صبونه خوردین ؟ ظهر ناهار میخورنا ((: 

عیال. (ع اِ) ج ِ عَیِّل. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عیّل شود. || عیال الرجل ؛ کسی که با مرد زندگی میکند و نفقه ٔ او بر وی واجب است ، چون غلام و زن و فرزند صغیر او. (از تعریفات جرجانی ). زن و فرزند و هرکه در نفقه و مؤونت مرد باشد. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). زن و فرزند. (دهار). زن و فرزند و دیگر توابع. (غیاث اللغات ) 

والا... 
پاسخ:
بله، من هر تایمی که از خواب بیدار بشم اول صبحانه میخورم

خب دیدید که عیال رجل به غلام هم گفته میشه و درواقع به معنای اهل خانه ی مرد هست
و حالا معنای کلمه ی عیال به تنهایی:
عیال جمع «عَیِّل» در لغت به معنای نیازمند و فقیر آمده است. [۱] [۲]
مقصود از عیال انسان، کسانی اند که تحت تکفّل و سرپرستی او قرار داشته و نان‌خور وی به شمار می‌روند؛ خواه نفقه و خرجی آنان بر انسان واجب باشد، مانند همسر و فرزندان و یا واجب نباشد. [۳] [۴] [۵] [۶] [۷]

دیدید که لزوما به معنای زن نیست
+ چرا سفید شد؟ :(
روش درگ کنید و یا به این آدرس رجوع کنید:
wikifeqh.ir/عیال
۲۴ دی ۹۵ ، ۱۹:۵۱ محمد حسین
نرود میخ آهنین بر سنگ اصن :دی 

والا... 


پاسخ:
مرغ شمام یه پا داره انگار :|
اوپس - پس امتحان خوب بوده ؟
تبریک میگم :)
پاسخ:
بله خیلی خوب!
مرسی :دی
۲۶ دی ۹۵ ، ۰۱:۴۰ روزهـا ..
اونوقت انتظار داریم مملکت پیشرفت کنه با این وضع؟!
:)
پاسخ:
مگه با سخت گیری ها پیشرفت کرده که حالا بخواد پیشرفت کنه؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">