طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

استخر و روغن!! o_0

جمعه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۴۱ ق.ظ

یه ماه پیش رفته بودیم استخر

یه خانم مسنی هم اونجا بود و به هر کی میرسید میگفت: "روغن کنجد نمیخواین؟؟ دفعه ی قبل خانما سفارش دادن براشون بیارم ولی امروز که آوردم نیومدن، این همه راه و آوردم میگم دوباره اون همه سنگینی رو برنگردونم"

این خانم خیلی هم با من و مامانم گرم گرفته بود! منم خیلی ازش خوشم اومده بود! (روغن کنجد) رو خیلی بامزه تلفظ میکرد! میگفت:"روغن کنجید" ^_^


امروز هم رفته بودیم استخر

دوباره همون خانم و دیدیم! من داشتم میرفتم پیش مامانم که تو سونا بود، خانمه گفت: "روغن کنجید نمیخواین؟ برو از مامانت بپرس"

گفتم: باشه، رفتم تو سونا به مامانم گفتم این خانمه بازم داره روغن کنجد میفروشه! مامانم گفت: این شگردشه که میگه خانما سفارش دادن نیومدن! گفتم: مگه امروزم میگه واسه خانما آورده؟ گفت: آره

از سونا رفتم بیرون، دوباره خانمه بهم گفت: به مامانت گفتی؟ گفتم: بله ولی نمیخوایم

رفتم تو استخر، خانمه هم اومد، دوباره شروع کرد به حرف زدن که: چند تا خانم سفارش دادن و...

گفتم: خب ازشون شماره میگرفتین بعد از این که مطمئن میشدین امروز میان روغنا رو میاوردین

گفت: "شماره گرفتم ولی هر چی زنگ میزنم جواب نمیده!! اتفاقا یه خانم هم گفت ازشون بیعانه میگرفتی مجبور میشدن بیان، باید همین کار و بکنم"

یه مدت که گذشت دیدم خانمه داره همون حرفای همیشگیش رو واسه یکی تکرار میکنه! خیلی حرصم گرفت، کاملا آشکارا زل زدم بهشون ببینم چیکار میکنن!! خانمی که به عنوان هم صحبت انتخاب شده بود گفت: اسمشون و نمیدونی؟؟ بگو شاید من بشناسم

خانم مسنه هم هی در و دیوار و نگاه میکرد و من من میکرد : اسمش...إإإ... چی بود....

خانم هم صحبته گفت: خب حالا ارزونتر حساب کنی من میبرم

خانم مسنه هم گفت: قیمت اینقدره و ....


خیلی ازش بدم اومد، هی میخواستم اون خانم فریب خورده رو آگاه کنم ولی گفتم به هر حال شاید درست نباشه، چون هم غیبته و هم ممکنه یک درصد اون خانمه راست بگه :|

خب آخه چه کاریه؟؟ میخوای روغن بفروشی خب مثل بچه ی آدم بگو خانم عزیز اگه روغن نیاز دارین من دارم، دیگه چرا ننه من غریبم بازی درمیاری؟؟؟ چرا از حس ترحم مردم سوءاستفاده میکنی؟؟؟ مگه میشه هر دفعه دیگران تو رو سرکار بذارن؟؟ اگه اینطوره خو تو چرا اینقدر ساده ای؟؟؟

واقعا آدم اینجور مواقع نمیدونه چی بگه...

ب ن: وقتی داشتیم برمیگشتیم یه خانمی به خانم مسنه گفت اگه وسیله نداری برسونیمت؟

خانم مسنه گفت: وسیله دارم!!

یعنی سنگینی روغنا رو ماشین تحمل میکرده!!!!!

+پ ن: دوستانی که مایل به امتیاز دهی برای چالش هستند امروز آخرین مهلته! بجنبید :دی

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۲۸
اَسی ...

نظرات  (۶)

۲۸ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۱۶ پریســـآتیـــــس : )
وا چه کار بدی !!
یبار یه آقایی بودن کنار شیرینی فروشی، دم عید پارسال، زار میزد از صبح تاحالا هیچی نخوردم دوتا شیرینی بدید بخورم، مادرم نیم کیلو داد برا خوردنش، اومد گفت از اونا (منظورش گرون ترا بود :/) فروشنده گفت کارش همینه، جلو همه شیرینی فروشی ها همینو میگه :|
پاسخ:
عجب o_0
چه شکم باره هم بوده :/
خوش اومدین :)
خب یکم فکر کنید مجبوره تا دروغ بگه
قبول داریم که دروغ به هیچ وجه خوب نیست
ولی به این فکر کنید که مجبوره بفروشه تا شاید شکم نوه هایی که پدرشون مرده و مادرشون ول کرده رفته رو سیرکنه
یک زن تو این سن طبیعتا نیاز داره که میاد تو اتخر روغن کنجد میفروشه
حق با شما هست منطقا
ولی اینجا از اون جاهاییه که فکر میکنم باید با قلبمون نگاه کنیم
هرچند منم اگه جای شما بودم همین مقدار حرصم می گرفت
توکل کنیم به خدا و بسپاریمش به خدا و ایشالا که اگه وضعش بده خوب بشه وضعش و از شر این دروغ ها رها بشه
پاسخ:
چی بگم...
کلا دروغ در رابطه با هر موضوعی افتضاحه (نمیدونم چه واژه ای رو واسه بیان میزان تنفرم به کار ببرم) :/
لطفا بعدا نوشت رو هم بخونید!
حتی با وجود بعدا نوشت حتی..بعله خخخ
نظرم همونه..بعله خخخخ
پاسخ:
در هر صورت من بخاطر دروغش بهش حق نمیدم :/
عجب!
آدم کثیفیه یه جورایی
اما دمش گرم خیلی زرنگه
پاسخ:
فکر میکنه زرنگه، کلاه اصلی رو سر خودش میذاره :/
خب بهش میگفتید که چرا دروغ میگی.. وقتی اونی که نیاز داشته باشه میخره ازت.. بعضی از حرفها رو باید همونجا با رعایت احترام گفت به طرف.. به جای حرص خوردن!

ب ن:
کارش درست بوده پس! :))) :|
پاسخ:
راستش حتی نتونستم در نبودش برم به اونی که مشتریش بود حقیقت و بگم! چه رسد به این که برم تو روش بگم چرا دروغ میگی!!!
زنه بازاریاب کاسب تاجر سیاستمدار خوبی میشد اگه امکاناتش بود!
پاسخ:
چه توانمند بوده پس!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">