طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

یک هفته قرنطینه

جمعه, ۷ آذر ۱۳۹۹، ۰۵:۱۴ ب.ظ

شنبه:

آغاز گلودرد مادر و برادرم

 

یکشنبه:

با اندکی سوزش گلو و اندکی سردرد بیدار شدم. با خودم گفتم چطوره امروز رو مرخصی بگیرم! به مدیرم پیام دادم ولی جواب نداد. زنگ زدم سریع پیام داد که جلسه است. دوباره پیام دادم و گفت اشکال نداره امروز رو نیا.

بعد از تایید مرخصیم، اندکی تب هم اومد سراغم.

 

دوشنبه:

خواستم برم دکتر. اما به این فکر کردم که اگه با تاکسی برم ممکنه بقیه مسافرا یا راننده رو مریض کنم. نای پیاده رفتن هم نداشتم. بیخیال شدم و زنگ زدم به مدیرم و مرخصی گرفتم.

 

سه شنبه:

اصلا انرژی نداشتم. تصمیم گرفتم امروز هم مرخصی بگیرم. پیام دادم به مدیرم ولی جواب نداد. منم بنا رو بر این گذاشتم که خودش احتمال میده امروز هم نرم و نرفتم!

 

چهارشنبه:

با خودم گفتم من که این چند روز رو نرفتم سرکار، بد نیست امروز هم واسه محکم کاری مرخصی بگیرم! زنگ زدم به مدیرم و گفت این هفته رو استراحت کن.

و بدین ترتیب کل هفته رو مرخصی بودم.

 

پنجشنبه:

خوشحال و سرحال بیدار شدم و رختخوابم رو جمع کردم و مسواک زدم و غذامو درست و حسابی خوردم و به زندگی عادی برگشتم. چند روز بود رختخوابم جمع نشده بود و همش درحال استراحت بودم. چند روز بود درست و حسابی غذا نخورده بودم. چند روز بود مسواک نزده بودم حتی! نمیدونم کرونا بود یا سرماخوردگی، هر چی که بود رفع شد خداروشکر.

 

 

(از زاویه‌ای دیگر)

یکشنبه:

مامان: چرا خوابیدی پاشو دیگه همش می‌خوابه!

من: مامانم خب مریضم! از اینکه سرکار نرفتم تعجب نکردید؟!

 

دوشنبه:

دایی: چی شده شنیدم مریض شدین!

مامان: آره من و پسرم سرماخوردیم.

دایی: اسی چش شده؟

مامان: اسی چیزیش نیست خوبه

من: من چیزیم نیست؟ پس چرا دو روزه سرکار نمیرم؟ لابد حالم خوب نیست دیگه

 

سه شنبه:

مامان: نذر کردم که مریضی داداشت کرونا نباشه یه وقت

من: واسه اون نذر کردین اونوقت مریضی من رو به حساب نمیارین؟!

 

چهارشنبه:

مامان: چرا غذاتو نخوردی خوابیدی؟ پاشو غذاتو تموم کن!

من: خب لابد نمیتونم بشینم دیگه توان ندارم

 

پنجشنبه:

مامان: چرا موهاتو کوتاه نمیکنی تو؟ برو موهاتو کوتاه کن!

من: یه امروزم که دیگه نمی‌خوابم و غذامو خوردم و هیچ مشکلی ندارم شما به موهام ایراد میگیرید؟! :))))

 

 

+ تو این مدت شک داشتم که کرونا گرفتیم یا نه. رفتم درِ جعبه عطرهام رو باز کردم تا حس بویاییم رو امتحان کنم. به محض باز شدن در جعبه، بوی عطر به مشامم رسید و خوشحال شدم. اما امروز اصلا مزه غذاها رو حس نمی‌کنم. دوباره رفتم سراغ جعبه عطرهام. در جعبه رو باز کردم خبری نشد. درِ یکی از عطرهام رو برداشتم و باز هم خبری نشد. عطر رو زدم به دستم و به زور بوش رو حس کردم. خلاصه که حس بویایی و چشاییم ضعیف شده، هر بدی از ما دیدید حلال کنید :دی

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۹/۰۹/۰۷
اَسی ...

نظرات  (۱۲)

بلا به دور 

قرنطینه کن خودتو و به هیچ عنوان نزدیک مادر و دایی هم نشو 

ظرف های غذات هم از بقبه خانواده دور کن !

سرویس بهداشتی هم هر چند وقت یکبار شستشو .

 

سلام 

تا میتونی مولتی ویتامین و ویتامین ث و ویتامین دی حتی اگر بی اشتها بودی حتما حتما غذا بخور 

 

ایشالا که هیچی نیست و از نوع خفیفش رو گرفتی.

 

+

دمنوش آویشن و کندر همراه با عسل هم خوبه.(کندر برای سرفه خیلی خوبه و آویشنم که عالیه ) آویشن عطاری ها نه صنعتی ها!

آفرین

داداش منم مشکوکه به گرفتن شده .

 

ایشالا زود خوب میشی فقط از مادر دور باش و همینجوری که طنز درونت زیاده خودت رو به اون راه بزن و تا میتونی طنز درونت رو فعال کن :)

 

دیگه اینکه قبل اینکه مواظب خودت باشی مواظب مادر باش آفرین ❤😘

ماسک بزنی ها !

ماست پربیوتیک هم بجای ماست معمولی بخرین.

دیگه همین :)

تا میتونی استراحت کن چون استراحت طول بیماری رو واقعا کم میکنه استراحت مطلق

 

 

منم با وجودی که تمام شد ولی فعلا از اهالی خونه دور میشم .

 

پاسخ:
ما کلا ظرف غذامون واسه هر فرد جداست! همیشه جدا بوده :))
سلام
ممنونم از توصیه هات واران جانم :*
الهی تو و برادرت و کل خانوادت سلامت و شاد باشید :)

نعمت بینی رو حالا میفههمیم چیه دقیقاا :))

سلاام :))

پاسخ:
سلاام چه عجب تشریف آوردید! خوش برگشتید :)
واقعا نعمتیه! الآن که مزه غذاها رو حس نمی‌کنم اصلا دلم نمی‌خواد چیزی بخورم. همش هوس خوراکی می‌کنم ولی میگم وقتی مزش رو نمی‌فهمم چه فایده :/
۰۷ آذر ۹۹ ، ۲۰:۱۸ محسن رحمانی

سلام 

 

اول فاصله ایمنی را رعایت بفرمایید :دی 

کوماسکتون :دی 

بنده حلال نمیکنم :دی 

دومیلیون میگیرم حلال میکنم :دی

پاسخ:
سلام





اینم فاصله :))
و ماسک 😷
آقا ارزون حساب کنید مشتری بشیم :دی
۰۷ آذر ۹۹ ، ۲۰:۲۱ محسن رحمانی

نگران نباشید ان شاالله که چیزی نیست البته برای راحت شدن خیالتون میتونید با پزشک خانوادتون مشورت کنید  .ان شاالله که باز قوی میشه . مایعات خوبه مایعات زیاد بخورید .

مثل آب و آب میوه های طبیعی میوه هم بخورید.

پاسخ:
ما پزشک خانواده نداریم :))
چی قوی میشه؟ :دی
ممنونم :)

نگران نباش 

احتمالا خفیفه و گذرا. بیش‌تر استراحت کن و مراقب باش.

پاسخ:
باشه ممنونم :)
۰۸ آذر ۹۹ ، ۰۹:۰۷ هیـ ‌‌‌ـچ

مراقب رفیق جان ما باش تا هر چی زودتر سلامتی بهش برگرده... توی قوی‌ای و من بهت مطمئنم که خیلی زود از شرش خلاص میشی ;)

پاسخ:
ممنونم رفیق جان از انرژی مثبتت ^_^
۰۸ آذر ۹۹ ، ۲۱:۱۱ محسن رحمانی

حس بویایی وچشاییتون :دی .

 

پاسخ:
آهان :))
خدا از زبونتون بشنوه 😩
۰۸ آذر ۹۹ ، ۲۱:۳۹ اقای ‌ میم

مایعات زیاد بخورید 

ایضا استامینوفن

اگر تنگی نفس هم دارید برید دکتر باید ریتون اسکن بشه و شربت جی تراکس بهتون بدن

پاسخ:
نه تنگی نفس ندارم خدارو شکر
ممنونم :)
۰۸ آذر ۹۹ ، ۲۲:۵۲ محسن رحمانی

چرا پزشک خانواده ندارید؟

خوب پس از دکتر دلژین کمک بگیرید میشناسیدش؟

پاسخ:
مگه طرح پزشک خانواده منتفی نشد؟
نه نمیشناسم

سلام

ان شاالله که خطر رفع شده باشه و سلامتی کامل به دست بیارید

 

وضعیت حالتون را روزانه توی پست های موقت بذارید

که دیگران از حالتون با خبر باشن

پاسخ:
سلااام
الحمدلله خوبم
ممنون از لطفتون
دیگران که مثل شما نگران حالم نشدن :)))
اینجاست که معلوم میشه کیا پیگیر سلامتیت هستن :دی

سلام

خوبی ؟!

بهتری ؟

امیدوارم حالت خوب شده باشه ❤😘

 

 

پاسخ:
سلام
ممنون
بهترم شکر خدا :)
مرسی از احوالپرسیت مهربون :*
۱۷ آذر ۹۹ ، ۰۸:۴۰ قاسم صفایی نژاد

الحمدالله که خوب شدید

پاسخ:
ممنونم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">