طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

یک فریب خورده اما ضرر نکرده!

سه شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۲۸ ق.ظ

اگه جزو خواننده های همیشگیم باشید حتما پی بردید که من از اون دسته آدمهایی هستم که شبا دیر میخوابن، و طبیعتا روزها تا لنگ ظهر خوابن :/

شاید کسانی که باید صبح زود بیدار بشن الآن بگن که خوش به حالت و ما آرزومونه که یه ربع بیشتر بخوابیم و کاش جای تو بودیم و از این حرفا...

اما باید بگم که اشتباه نکنید!! چون من به مرحله ای رسیدم که آرزوم شده بود مثل بچه ی آدم شبا زود بخوابم و صبح ها زود بیدار شم

گفتنش تلخه اما من مدتها (شاید یکی دو سال) بود که صبح رو نمیدیدم! باورتون میشه یه بار که تو تابستون واسه سفر مشهدمون صبح خیلی زود بیدار شدم ذوق زده بودم؟ احساس میکردم تو یه دنیای دیگه ام! همه چی برام متفاوت بود!!

تا مدتها از دیدن صبح محروم بودم و روزام از ظهر شروع میشد تا نیمه شب، و عین خیالم هم نبود! وقتی میشنیدم کسی مثلا ساعت 11 یا 12 شب میخوابه میگفتم چقدر زووود!! چون من تو اون ساعتها اصلا خوابم نمیومد! دلیلش هم تا لنگ ظهر خوابیدن بود! راستی لنگ ظهر یعنی چی؟ اصلا مگه ظهر لنگ داره؟ پس چرا صبح و شب ندارن؟؟!! o_O

خب بگذریم

دیگه به جایی رسیدم که از این روش زندگی خسته شدم، دلم میخواست یه تغییر اساسی به برنامه هام بدم اما نمیشد، نمیتونستم...

خب آدم (مخصوصا از نوع تنبلش) تا زور بالا سرش نباشه کاری نمیکنه! واسه همین بازم همون آش و همون کاسه...

تا وقتی که تو کلاس کامپیوتر ثبت نام کردم! کلاساش از صبح بود و من خوشحال بودم از این که باید صبح زود بیدار شم!

الآن یک ماهه که صبح ها زود بیدار میشم و شبها زودتر میخوابم، البته بعضی شبا همچنان بیدارم و به جاش بعدازظهر میخوابم :/

روزای اولی که میرفتم کلاس اینقدر هیجان داشتم! از دیدن صبح! از بیرون رفتن از خونه! از دیدن جریان داشتن زندگی! از دیدن فعالیت مردم! انگار زندگی روی خوشش رو بهم نشون داده باشه :)

دیگه از اون حالت خمودگی و کسالت دراومدم و به زندگی برگشتم! و چقدر زندگی قشنگ تر شده

آدم وقتی برنامه داره، انرژیش هم بیشتر میشه

من قبلا خیلی فعال بودم خیلی! اما دیگه به درجه ای از تنبلی رسیده بودم که خودمم باورم نمیشد بتونم فعال باشم حتی!


نمیدونم چی شد که اینقدر حرف زدم :|

اومده بودم اینو بگم که:

دیشب ساعت 9 شارژم تموم شد و دیگه نتونستم بیدار بمونم، و برخلاف سابق که همیشه آخرین فرد روی کره ی زمین بودم که میخوابه (میدونم نمیشه این مثال رو زد و همه ی مردم کره ی زمین ساعتهاشون یکی نیست که تو یه زمان بخوابن) دیشب زودتر از همه ی اهل خانه خوابیدم! تصمیم داشتم ساعت 6:30 بیدار شم

چند باری از خواب بیدار شدم و دیدم هوا تاریکه

بار آخر احساس کردم دیگه صبح شده، گوشیم تو شارژ و دور از دسترسم بود، دست بردم تو کیفم که نزدیکم بود و از بین خرت و پرتهام گوشی قدیمیمو پیدا کردم و دیدم ساعتش 5:41 دقیقه رو نشون میده

حساب کردم که چقدر خوابیدم! وقتی دیدم از 8 ساعت بیشتر شده خیالم راحت شد و گفتم چه بهتر که از الآن تا طلوع آفتاب بیدار باشم (توصیه شده قبل از اذان صبح بیدار شیم و تا طلوع آفتاب هم نخوابیم)

یه مدت که گذشت و منم مشغول وبگردی بودم یهو متوجه شدم که ساعت تازه پنج شده!! و اونجا بود که دو زاریم افتاد و متوجه شدم ساعت گوشی قدیمیم عقبه :|

(از آنجا که از اون گوشی استفاده نمیکنم و صرفا بخاطر اطلاعاتشه که روشنه، به تنظیم ساعتش توجهی نداشتم)

اصلا این موضوع ساعت قدیم و جدید کی میخواد حل بشه؟؟

خلاصه این که امروز روزم از ساعت 4 و 41 دقیقه شروع شد!

به افتخارم :دی


+ از طولانی شدن پست خوشم نمیاد و خودم حوصله ی خوندن پست های طولانی رو ندارم، ولی شما ببخشید! و ممنون از حوصله تون :)

++ یه کم دارم از حصارم فراتر میرم! باید بیشتر حواسم باشه o_O

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۱۶
اَسی ...

نظرات  (۱۳)

۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۱:۲۳ بانوچـ ـه
سحرخیزی خیلی خوبه... امیدوارم همیشگی باشه برات :)
پاسخ:
عالیه!! منم امیدوارم :)
چه خوب که اومدی! امروز به یادت بودم :)
بعداز ظهرا هم کلاس بذارید، مجبور میشید همیشه زود بخوابید.. چون اینطوری بعدازظهرا هم نمیتونید استراحت کنید!
پاسخ:
یه کلاس دیگه هم دارم که از ظهره تا بعدازظهر، فقط دو روز در هفته ست، اینه که بعدازظهرام آزاده! اما سعی میکنم بیدار باشم :)
این مشکل دیر خوابیدن رو شب های تابستان باهاش درگیرم 
اصلا از تابستانم متنفرم: | 
روزهای  پاییز و زمستان و بهار دوست داشتنی  اراده کنم دیگه حداقلش 9 بیدارم: )))
کلاس کامپیوتر LCDL?? 
پاسخ:
تابستون قدیما دوست داشتنی تر بود! o_O
خیلی هم خوب :)
 اگه منظورت icdl هست همونه احتمالا! :)
اره ادم که صبح زود بیدار میشه خیلی خوبتر از بقیه به کارهاش میرسه و حس بهتری داره
همیشه به سحر خیزی خانمی
پاسخ:
همینطوره
مرسی عزیزم :)
۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۶:۰۷ عاشق بارون ...
یاد آهنگ رستاک افتادم! :دی 

دنیای ما اندازه ی هم نیست
من عاشق بارون و گیتارم
من روزها تا ظهر میخوابم
من هر شبو تا صبح بیدارم
پاسخ:
چه باحال :)))
نشنیدم!
اخری نیستی:)) من یه دقیقه دیرتر از شوما میخابم:دی!!
ما مدرسه میریم نمیتونیم تا لنگ ظهر بخابیم بخاطر همین  تو مدرسه مثه زامبیا میشیم:||
پاسخ:
پس خوبه :))
بخواب بچه جان! کم خوابی کارایی مغز رو پایین میاره!
عه... پس واسه اینه گند میزنم تو امتحانا:||
پاسخ:
ای بابا :(
خواب کافی خیلی تاثیر داره رو یادگیری و بازدهی مغز!
سلام اسی جان
خوبی ؟
یک سوال ذهن منو در مورد بلاگرا مشغول میکنه همیشه
چرا بین بلاگرا این تفکر هست که پستهای طولانی رو کسی نمیخونه مگه شما برای دل خودتون نمی نویسین ؟ پس چه اهمیتی داره کم و زیاد ؟ من که هرچی نوشته طولانی تر باشه بیشتر استقبال میکنم.. نمیدونمااا شاید من خواننده که وبلاگ ندارم از جریانات وبلاگ داران خبر ندارم :)

و اینکه فکر میکنم هرکی تو زندگیش اون مشکل خواب رو گاها پیدا میکنه.
خواب به موقع یه چیز دیگه ست که جایگزینی هم‌نداره :)
شاااااااااااد باشی  :*
پاسخ:
سلام عزیزم :***
مرسی، تو چطوری؟؟ :)
نه این مختص بلاگرا نیست، کلا مردم به سمت نوشته های کوتاه متمایل شدن و حوصله ها کمتر شده! شاید بخاطر شبکه های مجازی باشه، واسه همین علاقه ی مردم به کتاب خیلی کم شده
خیلی ممنون که تو جزو اون قشر نیستی ^_^
گاهی بعضیا با خواب نه تنها مشکل پیدا نمیکنن بلکه دوست هم میشن! :دی
دقیقا همینطوره!!
مرررسی معمارکم :*** :)
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۱:۱۲ دچــ ــــار
روزتون مبارک:)
پاسخ:
:)))
امروز که روز خاصی نیست! :دی
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۴:۱۷ دچــ ــــار
روز دانشجو !با تاخیر :)
پاسخ:
تاخیر رو خوب اومدین :دی
ممنون :)
شییییرههههه ((:
تو میتونی (((:
پاسخ:
=))))
ممنونم :))
خوش اومدی
مرسی عزیزم منم خوبم، شکر
منم ممنونم که از "جز اون قشر نبودن من "ممنونی !! D:  (:
اره متاسفانه ما درست استفاده نمیکنیم از شبکه ها.. البته گاها یه سری جملات خوب معروف کتابا دست به دست میشن اما جای کتاب کامل رو نمیدن.
پاسخ:
خداروشکر
خواهش میکنم ;)
بله همینطوره...
خیلی خوشحال میشم بهم سر میزنی :)
۱۸ آذر ۹۵ ، ۱۱:۰۸ بای پولار
فقط کشته مرده ی این قسمت از متنت شدم : (توصیه شده قبل از اذان صبح بیدار شیم و تا طلوع آفتاب هم نخوابیم)

:))))

راستی توی دنیای وبلاگی برعکس فیس بوک و اینستا و ... طولانی نوشتن ملال آور نیست. چون دوستایی که درست و حسابی دنبالت می کنن می خونن مطلبت رو. اینجا یه کم قواعد فرق میک نه.




پاسخ:
چطور مگه؟؟!!

خوشحالم که اینو میشنوم :)
درسته، دراصل وبلاگ برای نوشتنه، اما اینستا و فیس بوک بیشتر رو محور تصاویر میچرخه تا متن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">