طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

خونه خاله کدوم وره ؟؟!!

پنجشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۴۷ ق.ظ

همونطور که میدونید من در خونه خاله واقع در تهران به سر میبرم!

دیشب خاله قضیه وبلاگم و فهمید و اصرار داشت مطالبم و بخونه، پرسید درباره ما هم نوشتی؟ منم به اون پست اردو اشاره کردم :) خلاصه خاله اونقدر اصرار کرد تا بالآخره وبلاگمو نشونش دادم، با دخترخالم پستام و ( در اینجا دخترخاله اشاره میکنن که بنویس پست هام) رو خوندن و هر و کر :))


داداش کوچیکه گفت: بچه ها کسی حرف نزنه وگرنه تو وبلاگ ثبت میشه!! منم گفتم: حالا که اینطوره همین حرفت و مینویسم :دی


داشتم لیمو پوست میکندم که با این پدیده مواجه شدم:

به قول دختر خاله : یه خانم بی کله که داره قر میده ;)

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۲۴
اَسی ...

نظرات  (۲۱)

منم آدرس وبم رو همه دارن :دی

چقد باحاله شده این پوست لیمو :)))
پاسخ:

:)

آره خیلی باحال بود !! :))

سلام خوبی ؟

سلاممممممممم به همگی از خاله خانوم گرفته تا دختر خاله گرفته و بقیه اعضای خونواده اسی جان :))

حالتون چطوره ؟

خوبین ؟

اسی جان که شما رو آسی نکرده ؟:دیییی

شوخی کردم انصافا خواهر خوب، دختر خاله ی خوب ، خواهرزاده خوب ، دختر خوبی دادین تحویل وبلاگ نویس ها:دی

ببخشین دادین تحویل جامعه!

بهتون بخصوص به مادر خانم و خاله خانم تبریک میگم :)


+

اسی جان امیدوارم بهتون خوش بگذره :*

پاسخ:

سلام عزیزم :**

مرسی بخاطر این همه انرژی :))))

همه سلام دارن خدمتت باران جانم :)

ممنون که اینقدر به من لطف داری ^_^

به دختر خاله ی نازنین تون بگین دقت کنین میبنی که ایشون سر دارند ها :))

سرش همون گردی لیمو دیگه روله :دییییی


+

حالا میری تهران با دختر مردم قر میدی ؟:دییییییییییی

پاسخ:

چه کله گنده ای هم داره :))))

خودش یهو رو لیمو سبز شد من بی تقصیرم :(

پرتغاله یا لیمو؟
پاسخ:

لیموئه دیگه :| مگه نمیبینی زرده؟؟

ضمنا پرتقال با قاف نوشته میشه! اینی که شما نوشتی کشور پرتغاله :دی

خوش اومدی :)

۲۸ دی ۹۴ ، ۱۸:۱۸ روزمرگی ...
باز هم پدیده‌ی نادر دیگر . . .! :))


سلـام
+ معلومه خوش میگذره که برنمیگردینا! :-))
پاسخ:

بله دیگه :)

سلام

من دیروز برگشتم، این پست پیشنویس بود، تاریخش رو ندیدین؟؟

۲۸ دی ۹۴ ، ۱۸:۲۲ شقایق رمضان پور
گاهی تو دوراهیه اینکه آیا وبلاگم رو به آشنایان معرفی کنم و اون قسمتی رو که دربارشون نوشتم نشونشون بدم با نه قرار می گیرم...و بعدش می ترسم از اینکه اونا به احساساتم پی ببرن!!
پاسخ:

منم نمیخواستم بخونن، واسه همین آدرس ندادم! فقط وبلاگم و باز کردم و پستامو واسشون آوردم :دی

من که تویه بلاگفا عممو دختر عمم ادرسمو داشتن همیشه میومدن میخوندن:)))

چه خوب شده اینجا:دی
پاسخ:

:)

کار پلاک هفته ;)

۲۸ دی ۹۴ ، ۲۳:۴۷ روزمرگی ...
چرا تاریخشو دیدم..
ولی نمیدونستم برگشتین خو! :)

+ سوغاتی.. ;)
پاسخ:

سوغاتی؟؟؟ 0_o (با لحن جناب خان)

تهران که جز آلودگی سوغاتی نداره :(

۲۹ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۱ روزمرگی ...
بله.. سوغاتی! :|
بالاخره مسافره و سوغاتیش ! >_<

ضمنا صنایع دستی تهران جزو سوغاتش محسوب میشه.. بالاخره پایتخت دوره قاجاریه‌ست دیگه! :)
پاسخ:

ای بابا :(

آره گرفتم! چه جوری به دستتون برسونم؟؟ ;)

سلام

خوبی ؟

من هر جا میرم میبنم که آقا میثم طلب سوغاتی میکنه آخری هم دست خالی برمیگرده :))


آقا میثم نوبت خودتون و سوغاتی هاتون هم میرسه :))


پاسخ:

سلام عزیزم :)

مرسی تو چطوری؟؟

من که حرفی ندارم ;)

چه پدیده جالبی:)
پاسخ:

اوهوم :)

۲۹ دی ۹۴ ، ۱۷:۲۵ مــــــــ. یــ.مــ
:)))
من لیمو رو شکل کراوات دیدم:دی 
:))))
پاسخ:

اونم میشه :))

خوش اومدین :)

از این تریبون مقدس به همه ی فک و فامیلات سلاااااااااااااااااام عرض میکنم و امیدوارم کاری بکنن که خیلی خیلی بهتون خوش بگذره .
از دور دستشون رو میبوسم که باعث شادی شما شدن . 
انشاالله حالا که همه چی رو میخونن اینارو هم بخونن و به شما به خاطر داشتن اینهمه دوست خوب خخخخخخ تبریک بگن ...( حتمن یکیشونم منم ...خخخخخخ)
پاسخ:

خیلی خیلی ممنون از لطف شما :)

همونطور که شما فرمودین خیلی خوش گذشت :)

شما بزرگوارین، من بخاطر داشتن این همه دوست خوب به خودم میبالم و قطعا یکی از مهربون تریناشون شما هستین آقا بهمن (گل)

۲۹ دی ۹۴ ، ۲۱:۴۰ مهدیس سپهری
جالب بود
پاسخ:

ممنون

خوش اومدین

۳۰ دی ۹۴ ، ۰۰:۵۰ روزمرگی ...
آخ جون ;) نمیدونم .. یه جوری باید برسونید دیگه! :)))
[آیکن حرص و ولع] :-)

باران خانم..
از قدیم گفتن که آدما رو باید.. بعد از سفر شناخت!! اونجا که بقچشونو باز میکنن و سوغاتی ها رو میدن ;) :)
مگه شما سوغاتی نمیخواین؟؟ :×)
پاسخ:

:))))))))

اصولا وقتی یه نفر سوغاتی میخواد میره خونه کسی که از سفر برگشته و ازش دیدن میکنه! بعدم صاحب خونه سوغاتی ها رو تقدیم مهمونش میکنه :دی

البته من بقچه ندارما ;)

بعدم میگن آدما رو باید تو سفر شناخت!!

۳۰ دی ۹۴ ، ۰۱:۱۵ روزمرگی ...
اصولا اونی که از مسافرت برمیگرده رو فامیلها دعوتش میکنن.. ایشونم سوغاتی ها رو هم میبره خونه خودشون میده بهشون :))
والا رسم ما که اینجوریه ^_^

میدونم.. شما مدرن هستین و چمدون دارین.. بقچه واسه زمان ما بود:@:@

اینو هم میدونم.. اما ضرب المثلو دستکاری کردم تا به اهداف شومم برسم!
[لبخند شیطانی] :))
پاسخ:

باشه شما دعوت کن:)

فکر میکنم این :@ علامت عصبانیت باشه اگه اشتباه نکنم

سلام 
خوبی ؟

در جواب آقا میثم :
سلام ، تا جاییکه میدونم تهران جز دود و آلودگی هوا سوغاتی خاصی نداره :))
در ضمن من سوغاتیمو از اسی جان گرفتم :)
اونم چیزی نیست جز سلامتیش و اینکه خدا رو شکر بهش خوش گذشته :)

+
والا من این حدیث قدیمی رو ندیده بودم که الان دیدم :)))
اونم از قال آقا میثم بود که دیدم :)))))

پاسخ:

سلام عزیزم :)

مرسی که اینقدر خوبی :***

۰۱ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۰۳ روزمرگی ...
ای بابا :|
:@ این که دیگه انصافا معلومه که شکلک خنده هستش.. اونم خنده با دهن تا بناگوش باز!

باران خانم..
اون حدیث نبود.. مَثَل بود D:
پاسخ:
شمام که همه چی و خنده میبینی :)))
۰۱ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۴۳ روزمرگی ...
خخخخخخخخخخخ
به جون خودم این یکی رو خیلی جاها دیدم که به عنوان شکلک خنده استفاده میکنن..:)))
پاسخ:

:)))

اوه اوه!! میبینم که امروز از آمریکا کامنت میذارین ;)

پس رسما وبلاگ شد دورهمی خخخ

خانوم بی کله خخخ
پاسخ:

نه فقط همون شب بود!

من فقط یه مانتو دیدم ولی دخترخالم خانم بی کله هه رو دید :)))

۰۲ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۲۷ روزمرگی ...
دیگه دیگه ! ;)  ^_^
پاسخ:
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">