طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگر هم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
بایگانی
آخرین نظرات

۱ مطلب در مهر ۱۴۰۳ ثبت شده است

همین چند روز پیش بود که گفتم دلم لک زده واسه یه عروسی که توی خونه برگزار بشه، مثل قدیما. که مهموناش از ته دل شاد باشن و دنبال قیافه گرفتن و پز دادن نباشن! دلم حال و هوای خوشی های بچگیم رو میخواست که دیگه گذشتن و به خاطره ها پیوستن...

به دو روز نکشید که دعوت شدیم به یه جشن نامزدی، که از قضا توی خونه برگزار میشه! و آدماش اصلا اهل فخرفروشی نیستن.

خدا چقدر خوشگل صدای آدمو می‌شنوه و در چشم بهم زدنی خواسته ی به ظاهر محالِ آدمو اجابت می‌کنه!

همچین خدایی داریم و میریم سمت ناامیدی!

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۰۳ ، ۱۵:۳۱
اَسی ...