طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
آخرین نظرات

۱۸ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

من به حدی عاشق سیب سبزم که مجنون عاشق لیلی نبود!!!

اما مدتها بود ازش دور بودم و حسرتشو داشتم

تا اینکه بعد از سالها بالآخره بهش رسیدم!!!! ^_^



اصلا به آدم چشمک میزنه! :)

ب ن: شرکت اپل از ما الگو گرفته :دی

۱۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۵ ، ۲۲:۳۰
اَسی ...

امروز تو کلاس کامپیوتر، مربیمون درباره ی کلاس وبلاگنویسی حرف زد!

گفتم شما کلاس وبلاگنویسی هم دارین؟!

گفت آره واسه بچه های ابتدایی گذاشته بودم

یکی از بچه ها گفت: وبلاگ دیگه قدیمی شده! :/

خیلی از حرفش ناراحت شدم...

یکی دیگه گفت: قدیمی شده اما خیلی میشه ازش کسب درآمد کرد!!


چرا چنین تفکراتی درباره ی وبلاگ دارن؟؟ چرا اینقدر به وبلاگ کم لطفی میکنن؟؟ :((

فضای وبلاگ خیلی قشنگ تر از این حرف هاست! لااقل برای من!!

ارزشش به این مسائل نیست که :/

۱۸ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۵ ، ۱۳:۰۵
اَسی ...

مکالمات من و داداش کوچیکه:


+ این فایل رو میخوام سیو کنم

- خب سیو کن

+ چه جوری؟

- با کدوم نرم افزار رفتی؟

+ (با لحن جناب خان) نرم افزار؟؟؟!!! O_O

- میگم با چی وارد شدی؟

+ آهااا! موزاریلا! :)))

- پنیر موزاریلا؟؟ :-P

+ نههه! موزیلا فایر فاکس =))))

- خب بزن فایل، سیو

.

.

+ الآن این بدون اینترنت هم باز میشه؟

- روش کلیک کن برو اوپن ویت

+ اوپن ویت؟؟؟؟!!!!! O_O (جناب خانانه طور)

- آره :|

+ آهااا!! خب حالا میخوام بریزمش رو فلش

- خب بریز :/

.

.

+ خب... الآن دیگه حله؟

- ببینم کدومو ریختی رو فلش؟

+ این یکی

- پس اون یکی چی؟

+ اینو ریختم اون یکی خودش رفت :دی

- خسته نباشی!

+ :دی :))))))))





+ : من

- : داداش کوچیکه


پ ن: فکر کنم یه کم عجله کردم واسه ثبت نام کلاس کامپیوتر o_O

۱۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۵ ، ۲۰:۱۷
اَسی ...

حالا وقتش رسیده که به میزها رای بدید!

میتونید به هر تعداد میز که خوشتون اومد رای بدید :)

به این صورت که هر تصویری رو پسندیدین لایک میکنین!

فقط تا ساعت 12 ظهر روز چهارشنبه 26 آبان فرصت هست واسه رای گیری! پس عجله کنید!! نندازینش واسه لحظه ی آخر، چون ممکنه یادتون بره و زمان کوتاه رای گیری به اتمام رسیده باشه!!!

برای توضیحات بیشتر این پست رو مطالعه کنید :)

صندوق رای گیری: اینجا :دی


+ شما نمیتونید تعداد لایک های هر عکس رو ببینید، فقط تصویری که خودتون لایک کردین براتون با قلب تو پر قرمز نمایش داده میشه

نتایج پس از پایان مهلت رای گیری اعلام میشه :)


نکته ی مهم: شناسنامه فراموش نشود!! :دی

۱۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۲۴ آبان ۹۵ ، ۱۳:۲۱
اَسی ...

خیلی ها شرکت کردن! اینجا

اینم میزهای کار من!! (بس که کارم زیاده) :دی



1. هر روز ساعت 8 تا 12 (کلاس کامپیوتر)




2. برای انجام کارهای وبلاگم (منزل)



بیشتر شبیه چالش میز کامپیوتر شده تا میز کار! انگار همه کارها به کامپیوتر منتهی میشه



3. کنج عزلت من (اون پریز نقش اساسی داره)


در اکثر مواقع من رو اینجا در حالی که یه لنگه پا وایسادم میتوان یافت!

چرا که گوشیمو زدم به شارژ و دارم باهاش کار میکنم :|

موارد مدیدی هم دیده شده که به دلیل طولانی شدن زمان شارژ، رفتم صندلی آوردم o_O


این هم برای کسانی که دوست دارن دقیق تر ببینن


همونطور که میبینید اینجا میوه ها خورده شدن :دی

۱۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۵ ، ۱۵:۴۱
اَسی ...

خب

اشاره میکنن که میخواد اخبار پخش بشه، از نوع وبلاگیش البته!

ما هم که خانه زادیم دیگه! به قول یه دوستی "دست به سوژه شدنمون خوبه" :دی

بشنویم


+ مربوط به این پستم هست

۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۵ ، ۰۰:۵۷
اَسی ...

صمیمانه از دوستانی که شرکت کردن متشکرم

حس خوبی که از این سجاده های زیبا گرفتم قابل بیان نیست...

کسانی که بعد از این عکسهاشون رو بفرستن به ترتیب جانمازهاشون در ادامه ی دیگر عکسها قرار داده میشه، پس نگران نباشید چون هنوز واسه فرستادن عکس فرصت هست! زودی بفرستید :دی

اگه تو وب خودتون پست جانمازتون رو گذاشتید، لینکش رو برام بفرستید که به کلکسیون اضافه کنم.

برای شرکت در نماز جماعت وبلاگی به ادامه ی مطلب تشریف ببرید :)


۴۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۹
اَسی ...

خب تصمیم گرفتم یه بازی وبلاگی راه بندازم و راه انداختمش :دی

میخوام عکس جانمازتون رو برام بفرستید، نرید اون جانمازی که از همه قشنگتره رو انتخاب کنیدها! میخوام همون جانمازی باشه که خودتون همیشه باهاش نماز میخونید، قرار نیست زیبایی به نمایش گذاشته بشه، پس باخیال راحت عکس جانماز مخصوص به خودتون رو بفرستید تا با دوستانمون به اشتراک گذاشته بشن :)

بریم که داشته باشیم یه کلکسیون از جانمازهای وبلاگی ^_^

۱۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۵ ، ۰۱:۳۶
اَسی ...

در تاکسی هم میشود زندگی کرد

میشود عاشق شد

میشود حتی گریست!!


غروب زیبایی بود، نمیشد از خورشید چشم برداشت!

ممنون آقای جوانی که سمت راست نشسته بودی و با اینکه دختر کنار دستی ات در تمام مدت چهره اش به سمت تو بود اما تو یک بار هم نگاهش نکردی و اجازه دادی با خیال راحت به غروب خیره شود و در رویاهایش غرق شود


ضبط تاکسی نوحه ای را زمزمه میکرد

دختر زیاد اهل نوحه نبود، یعنی بدش هم می آمد

اما آنجا که گفت: " باشه! کوچه به کوچه روی نیزه ها رفتی، خونه ی ما نیومدی..." دلش لرزید

بغض کرد

نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد

اشک هایش سرازیر شدند


ممنون خانم جوانی که سمت چپ نشسته بودی و با اینکه دختر بغل دستی ات مدام به صورتش دست میکشید و اشک هایش را پاک میکرد اما حتی یک بار هم به او نگاه نکردی که معذب شود

ممنون آقای راننده از حسن انتخابت و اینکه هرگز به دختر درون آینه نگاه نکردی که داشت گریه میکرد


بشنوید نوحه را



دریافت


شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها تسلیت باد...

۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۸
اَسی ...

بالآخره آپلود شد!



تا حالا دقت کردین چند مدل چایی خوردن وجود داره؟!


1- یه سری از افراد هستن که چایی رو با نعلبکی میخورن (البته الآن حضور نعلبکی کمرنگ شده)

2- بعضیا چایی رو هورت میکشن!

3- گروهی چایی رو فوت میکنن بعد میخورن

4- یه سریا اول قند رو میزنن تو چایی بعد میخورن

5- بعضیا قند رو میجون

6- گروهی قند رو اول میذارن بین لبهاشون

7- یه سری از افراد هم چایی رو میریزن تو نعلبکی، قند رو هم میندازن تو نعلبکی و با استکان قند رو له میکنن (مخصوص کوچولوها)

8- بعضیا هم چایی رو با شکر میخورن

9- بعضیا عادت دارن چایی رو داغ داغ بخورن! به قول معروف: لب سوز و لب دوز و دبش و دیشلمه :دی

10- گروهی هم چایی رو تلخ میخورن

11- بعضیام با خرما و کشمش و امثالهم


شما جزو کدوم دسته اید؟؟

تا حالا دقت کرده بودید اصلا؟! :)

۳۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۵ ، ۱۴:۱۰
اَسی ...