طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
آخرین نظرات
  • ۲۷ آذر ۹۷، ۰۱:۵۰ - عاشق بارون ...
    :))
  • ۲۶ آذر ۹۷، ۱۵:۰۳ - حسن مجیدیان
    آفرین...

۵ مطلب با موضوع «تاکسی سوار» ثبت شده است

تو تاکسی نشسته بودم که یه مسافر خواست سوار شه. پیاده شدم که اول اون بشینه بعد من سوار شم چون به مقصد من نزدیک بودیم. دیدم آشناست. خواستم سلام کنم ولی اون منو ندید. با خودم گفتم خب بذار سوار شیم بعد سلام میکنم. سوار شدیم و باز هم منو ندید. سرش به سمت شیشه بود. داشت تو کیفش دنبال پول میگشت. سریع از تو کیفم پول درآوردم و به راننده گفتم: "آقا دو نفر"

با خودم گفتم الآنه که روشو برگردونه به سمتم و ببینه کیه که براش حساب کرده! ولی اصلا متوجه نشد!!

راننده بقیه پولم رو به سمتم گرفت. دیدم به اندازه یه نفر حساب کرده! یه لحظه مکث کردم و خواستم بگم من دو نفر حساب کردم! مردد بودم که بگم یا نگم. به این فکر کردم اون آشنا که اصلا منو ندیده! راننده هم که متوجه نشده من چی گفتم! پس بهتره صداشو درنیارم! پول رو گرفتم و به روی خودم نیاوردم و پیاده شدم!

اونقدر خندم گرفته بود که به زور تو خیابون جلوی خندمو گرفتم :)))

فکر کنم راننده هم فهمیده بود به گروه خونی ما نمیخوره چنین سخاوت هایی :دی

۱۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۰۳
اَسی ...

امروز به جز من، یه خانم همراه با بچه ی کوچیکش تو تاکسی بودن.

من رو صندلی جلو نشسته بودم، یک مقدار که از مسیر طی شد، یهو صدای خانمه از پشت سرم بلند شد که: چرا اینجوری کردی؟؟ چادرمو کثیف کردی (تق)*

برو گم شو!! تمام چادرمو کثیف کردی! نشونت میدم! بذار پیاده شیم! بهت میگم!! حالا داشته باش!! داشته باش!! الآن که پیاده شدیم بهت میگم! و.....


همینطوری بی وقفه گفت و گفت و گفت تا اینکه صدای گریه ی بچه بلند شد!

منی که تو اون ماشین فقط یه شنونده بودم داشتم از ترس سکته میکردم! دیگه چه برسه به اون بچه ی کوچیک! بازم خیلی مرد بود که یه مدت مقاومت کرد و صداش درنیومد! o_O

وقتی پیاده شدن، یه نگاه به بچه انداختم ببینم چند سالشه که مادرش اونطوری باهاش برخورد کرد

یه پسر حدودا سه ساله بود.

یه بچه تو اون سن مگه چقدر میفهمه؟ آیا واقعا تحمل اون حجم از تهدید و دلهره رو داره؟؟ بعدم مگه گناهش چی بود که به اون شدت باهاش برخورد شد؟؟ مادرش چه انتظاری از یه بچه ی سه ساله داره؟ جالبه تا وقتی بچه رو به گریه ننداخت ول کن نبود! وقتی هم که پیروز میدان شد تازه آروم گرفت :/

فکر میکردم تو این دوره و زمونه، بچه ها با ملایمت بیشتری بزرگ میشن :|


* تق: صدای ضربه ای که مادر به فرزند وارد کرد...

۱۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۴۱
اَسی ...

این پست رو از خیلی وقت پیش مدنظرم بود که بنویسم، اما پشت گوش انداختم و بعد هم یادم رفت؛ امروز که دوباره تکرار شد دیگه واجب شد بنویسمش o_O

همونطور که قبلا گفتم، چند ماهه که به یه آموزشگاه میرم (مثلا اسمش ترانه باشه تو منطقه ی مثلا سعادت آباد)، اولین بار که خواستم برم به راننده تاکسی شماره 1 گفتم من آدرس آموزشگاه ترانه رو نمیدونم، راننده گفت باشه من میبرمت

بعد از چند روز دوباره همون تاکسی شماره 1 اومد، گفتم سعادت آباد؟

گفت: آموزشگاه ترانه میری؟؟

من o_O گفتم: بله

بعد که این قضیه رو برای مادرم تعریف کردم گفت: خب اون راننده تو رو میشناسه چون خونه شون نزدیک خونه ی ماست!

منم با خودم گفتم شاید چون دفعه ی قبل خودش آدرسو نشونم داده، چهره ام تو ذهنش مونده

چند هفته گذشت و من با تاکسی های مختلف میرفتم کلاس.

یه روز که سوار تاکسی شماره 2 بودم و هنوز بهش نگفته بودم کجای سعادت آباد میرم، راننده از تو آینه بهم گفت: آموزشگاه ترانه پیاده میشی؟

گفتم: o_O بله o_O

امروز با تاکسی شماره 3 داشتم میرفتم و راننده فقط میدونست باید بره سعادت آباد، نرسیده به آموزشگاه گفتم: ممنون آقا پیاده میشم

راننده گفت: اینجا یا جلوتر؟!

گفتم: O_o بله o_o جلوتر o_O

گفت: صبر کن برسیم بعد بگو وایسا!


یعنی اینقدر تابلوعه که من کجا میرم؟؟!! O_O

واقعا قیافه ی من شبیه آموزشگاه ترانه است؟؟؟ :|

۱۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۶
اَسی ...

مواقعی که سوار تاکسی میشی، برای پرداخت کرایه با سه حالت مواجه میشی که هر کدوم مشکل مخصوص به خودشونو دارن:

1- اگه همون اول که سوار شدی کرایه بدی، موقع پیاده شدنت راننده میگه کرایه بده و یادش نمیاد که همون اول حساب کردی! حالا بیا و ثابت کن :|

2- اگه وسط مسیر بخوای کرایه بدی، چون راننده در حال رانندگیه ممکنه حواسش پرت بشه و وقتی درگیر شمردن پول و پس دادن بقیش بشه، خطر تصادف پیش میاد O_O

3- اگه بخوای موقع پیاده شدن کرایه بدی، در بسیاری از موارد دیده شده که پس از پیاده شدن مسافر، راننده بدون پس دادن بقیه پول و یا همه ی پول مسافر، گازشو گرفته و رفته!!! :/


حالا شما بگید تکلیف چیه؟؟؟

۱۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۵ ، ۲۳:۴۹
اَسی ...

امروز صبح زیر نم نم بارون با یه خانم منتظر تاکسی ایستاده بودم، یه تاکسی اومد که یه مسافر آقا رو صندلی جلوش نشسته بود

اون خانم مسیرشو گفت، راننده گفت نه، به راننده گفتم منم همون مسیر میرم، راننده گفت حالا که دو نفرین باشه میرم!

خانمه از تاکسی دور شده بود، بهش گفتم خانم بفرمایید!

سرشو به علامت نه تکان داد و روشو برگردوند! به راننده گفتم اون خانم نمیاد!

راننده گفت اشکال نداره، یه کم که زیر بارون خیس بشه میاد!

سوار شدم و حرکت کردیم، چند لحظه بعد یه خانم دیگه سوار شد و کنارم نشست، یه کم که جلوتر رفتیم دیدیم یه آقا برای تاکسی دست بلند کرد، همین که راننده خواست ترمز کنه خانم کناریم گفت: آقا من دو نفرم!

راننده هم گفت: باشه

و دیگه تا آخر مسیر، مسافری سوار نکردیم.


خانم اولی با ناراحتی بی دلیل و قهرش فقط خودشو آزار داد و به خودش سخت گرفت، چرا که بیشتر ایستاد و بیشتر زیر بارون موند و دیرتر سوار تاکسی شد و دیرتر به مقصد رسید، چیزی هم از راننده کم نشد چون خیلی زود یه مسافر سوار کرد که کرایه ی دو نفر رو حساب کرد، ماشینش وزن کمتری رو تحمل کرد و استهلاک کمتری به خودش دید!

و خانم دومی برای راحتی خودش و اینکه کسی کنارش نشینه و جاش تنگ نشه و یه آقا معذبش نکنه کرایه دو نفر رو داد.


نباید زندگی رو به خودمون سخت بگیریم، چون فقط دودش تو چشم خودمون میره، هر چقدر زندگی رو راحت تر بگیریم آرامش و آسایش خودمون بیشتره...


بنگریم که چگونه زندگی میکنیم!

۱۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۵ ، ۲۳:۱۹
اَسی ...