طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
آخرین نظرات
  • ۲۶ دی ۹۷، ۱۷:۲۶ - yasna sadat
    :))

دروغ، حلقه، باران

پنجشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۷، ۱۱:۳۱ ب.ظ

1- شاید من چشمام ضعیف شده!

شما چیزی میبینید؟!




2- یادگاری دوست جان که هنر دست خودشه ^_^





3- هوا جوریه که چتر ها را باید بست :)



موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۱۳
اَسی ...

نظرات  (۷)

۱۳ دی ۹۷ ، ۲۳:۳۷ آسـوکـآ آآ
چشم های تو سالمه عزیزم. چشم های تولید کننده مشکل داره.

واقعا چترها را باید بست ❤
پاسخ:
شاید هم به عقل ما شک داره :/

^_^
عجب یادگاری خوشگلی
مبارکتون باشه
پاسخ:
^_^
ممنونم :)
۱۴ دی ۹۷ ، ۰۱:۰۹ جناب منزوی
۱ _ له شده؟
۳ _ یه بار بارون شدید بارید، یقیه کت رو سفت گرفتم، و با سری بدون چتر و کلاه رفتم زیر بارون :)

پاسخ:
1- خیر
3- زیر باران باید رفت :)
۱۴ دی ۹۷ ، ۰۸:۱۴ صبورا کرمی🦄
چه پست با روحی :)
پاسخ:
مرسی :)
۱۴ دی ۹۷ ، ۱۲:۵۲ ابوالفضل ...
دقیقا ما رو دیگه گیر آوردن توی این مملکت بی‌صاحب...

خوش به حالت با این دوست‌ جان‌ها ⁦;-)⁩

بارون شما جای ما برف بود...
پاسخ:
...

تشکر :)

اینجا هم تبدیل به برف شد ولی کم بارید و ننشست
۱۵ دی ۹۷ ، ۲۲:۱۸ عاشق بارون ...
1. این داستان ادامه دارد! :|
2. یادگاری دست‌ساز یه چیز دیگه‌است همیشه. :)
3. ^_^
پاسخ:
1. :|
2. اصن یه وضعی ^_^
3. بله دیگه ;)
1.چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید و خورد:))
3.علاوه‌بر اون کمربندارم باید بست در ماشین رو هم باید قفل کرد!:))
پاسخ:
:)))

بله بله :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">