طلوع من

کلبه کوچولوی من

نوشته ها و خاطرات زندگی من
اینجا از copy paste خبری نیست، پس شما هم کپی نکنید، اگرم خواستید متنی رو لینک کنید اطلاع بدید
ممنون از همراهیتون

پیام های کوتاه
  • ۱۵ بهمن ۹۴ , ۱۴:۲۸
    آه ...
  • ۲۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۱۰
    ...
آخرین نظرات
  • ۲۹ آبان ۹۷، ۱۴:۵۹ - ابوالفضل ...
    ...

آخه من؟؟!!!!

پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۴ ب.ظ

همین الآن یکی از کارای محال زندگیم رو انجام دادم!


باورم نمیشه!!


به یکی آمپول زدم!!!!! O_O

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۲۶
اَسی ...

نظرات  (۱۷)

۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۷:۵۳ جناب منزوی
زنده ست؟ :)
پاسخ:
بلی :دی
امپول کار محاله ؟
پاسخ:
برای من آره!
۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۹:۰۱ محسن رحمانی
چشمان وزیر بهداشت روشن یه غیرمتخصص آمپول زده.:دی
پاسخ:
وزیر بهداشت؟ :/
آفرین✌
من دوره های کمک های اولیه ی هلال احمر رو تقریبا یه جورایی گذروندم ولی میبینم یکی یکم دستش زیادی زخمی شده باید یکی بیاد منو دل داری بده :/
پاسخ:
مرسی :)
ولی من اصصصلا آموزش ندیدم و بلد نیستم! هیچی از آمپول زدن نمیدونم، حتی تا حالا سوزن رو به سرنگ وصل نکردم! درعمرم سر یه دونه آمپول هم نشکوندم! وای الآن که یادم میاد مور مورم میشه >_<
۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۰:۳۲ محسن رحمانی
از این به بعد باید صداتون کنیم اسی تزریقات چی :دی
پاسخ:
o_O
۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۰:۳۳ محسن رحمانی
عاقا طرف فلج نشه صلوات :دیییییی خخخخخخخخ
پاسخ:
حالش خوب بود بابا!
۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۰:۳۳ محسن رحمانی
حالا اون بنده خدا کی بوده ؟
پاسخ:
یه آشنا :))
۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۰:۵۵ صبورا کرمی
درجات تبریک مرا بپذیر
منم یه بار به مامانم آمپول زدم یک یک ربع تمام از استرس میخندیدم 😂😂
پاسخ:
ممنووون! :))
منم خیلی نگران طرف بودم ولی خودش خیلی ریلکس بود :|
۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۱:۱۰ آسـوکـآ آآ
وااااااااااای چطور توسنتی :دی
من حتی به یکی آمپول می زنن هم نمیتونم نگاه کنم چه برسه به سرنگ دست گرفتن :(
پاسخ:
خیلی یهویی تو موقعیتش قرار گرفتم و خیلی سریع زدم :|
۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۲:۱۹ آشنای بی نشان
خیلی هم عالی:)
پاسخ:
آره خیلی ^_^
۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۳:۰۸ جناب منزوی
خو پَ به خیر گذشت :)
پاسخ:
باید دید فرداها چه تبعاتی خواهد داشت!
فااااتحه :|
پاسخ:
چرااااا :)))
۲۸ مهر ۹۷ ، ۱۶:۵۹ ام اسی خوشبخت
من میترسم همچین کاری بکنم. به هر علتی اون شخص دچار مشکل بشه من سکته میکنم!
پاسخ:
منم اصولا آدم شجاعی نیستم!
ولی حالش خوب بود o_O
احتمالا از طرف مقابل دلیلش را بپرسی میگه : میخاسته خودکشی کنه
به ذهنش رسیده شما بهش امپول بزنی
پاسخ:
نه اتفاقا میخواست بره کربلا، آمپول تقویتی بود که واسه پیاده روی اربعین آماده بشه :دی
البته جا داره از اون سرنگ هم یه عکس بگیری و آدرس وبتو بکوبونی روش و بذاری وبت
پاسخ:
اخ چرا به ذهن خودم نرسید؟ :|

:دی
سلام
تبریکککککککک :)))))
پاسخ:
سلااام :))
مشتری شدین؟ :دی
آرههههههههه :)))))
پاسخ:
به دخترتون رحم کنید!
اون حالا حالاها به باباش نیاز داره :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">